ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
477
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
على قوشچى ( متوفّى به سال 1474 / 879 ه . ) ارتباط دارد . 27 به گفتهء مورتمان ، بعضى از اين مؤلّفات دستكارى ناچيزى از روايات بيزانسى است و بعضى نيز به منابع دور تر مىرسد . 28 بهترين نمونهء مجموعهء دوّم نسخهء موجود در موزهء بريتانياست ، با عنوان تاريخ قسطنطنيه كه و . اسميرنوف به سال 1898 به مطالعه و انتشار قسمتى از آن پرداخته است . كتاب و مؤلّف هر دو به پيش از قرن پانزدهم يا ، به گفتهء ريو ، به آغاز قرن شانزدهم تعلق دارند . 29 ناشر اميدورا بود كه كتاب از تاريخ اقليمى و آثار شهر در دوران نزديك به عصر مؤلّف مطالبى داشته باشد ، ولى تحليل دقيق روزن كه ، مانند ديگر كارهاى اين دانشمند ، عميق و زيركانه است ، 30 نشان داد كه اثر مذكور تماما از مؤلّفات سابق گرفته شده و حتّى نسبت به دوران تأليف نيز اهميتى ندارد و ارزش آن منحصر به تاريخ ادبيات است . نخست بايد بگوييم كه كتاب ابتكارى نيست و چنان كه از پيش مفروض بود از يك كتاب فارسى قرن دهم ، تأليف دوران سامانيان مايه دارد . 31 مطالب اساسى كتاب از گزارشهاى نيمه داستانى مؤلّفان عربى از نوع ابن فقيه و ابن رسته گرفته شده و محتملا مطالبى نيز از منابع سريانى و بيزانسى بدان راه يافته است . شايد به يادداشته باشيم كه گويدى در ضمن تحليل مطالب منابع عربى در وصف انطاكيه و رم چگونه اين مطلب را كشف كرده است . به هر حال بهتر است به هيچ وجه اميدوار نباشيم كه بتوانيم در اين مؤلّفات تركى كه عنوان « تاريخ قسطنطنيه » دارد ، اطّلاعات قابل ملاحظهاى از دورانهاى اخير بيزانس به دست آوريم . بتدريج آثار ديگرى در همين زمينه و با همين اسلوب دربارهء شهرها و مكانهاى ديگر كه با رشد قدرت عثمانيان ارتباط داشت ، و يا به تقليد مكتب قديم عربى ، به وجود آمد . اين قضيّه دربارهء « بروسه » ، گهوارهء نشو و نماى قدرت آل عثمان ، يا دمشق ، كه رسائل « فضائل الشام » دربارهء آن نمونههاى قديم را به ياد مىآورد ، يا دربارهء مصر و نيل صادق است . تعداد رسائلى كه عنوان « فضائل الشام » دارد در زبان تركى بسيار فراوان است و فضايل آن منطقه و بخصوص شهر دمشق را با همان سبك مؤلّفات عربى شرح مىدهد و گزارش مسجد اموى و سرگذشت پيمبران و دانشوران و صوفيان متوفّى و مدفون در شام و ذكر مواضع مشهور دمشق در آن اهميت خاص دارد . بتقريب ، همهء مؤلّفات اين نوع از آثار عربى ريشه دارد ، ولى رابطهء آن با يكديگر كاملا روشن نيست زيرا معمولا همچنان در نسخههاى خطّى مانده است . 32 گزارش شهرهاى مقدّس مكّه و مدينه و قدس كه در نوشتههاى اقليمى و تاريخى تركى مقامى معتبر دارد در همين قالب است . و احيانا با شمار روزافزون حاجيان ترك مربوط است و مطالب آن سبك خاص دارد كه به تحليل آن خواهيم پرداخت . اين مؤلّفات غالبا عنوان « الفضائل » دارد و نسخههاى فراوان از آنها هست كه غالبا نام مؤلّف ندارد و ، جز به وسيلهء تحقيق خاص ، تعيين منابع آن نيز مشكل است . براى آنكه از ميزان رواج اين گونه نوشتهها انديشهاى به دست